هفت قانون طلایی ثروتمندی

همه چیز در حال ساده شدن و راحت شدن است جز؛ یک مورد، که چون زخمی عمیق برچهره بشریت خودنمایی می کند و این زخم عمیق هرروز عمیق و عمیق تر می شود و این خطر وجود دارد که زخم مذکور عفونت کرده و کل چهره بشریت را بپوشاند و من در عجبم که چرا کسی به فکر درمان قطعی وبهبود آن نیست. چرا کسی بصورت جدی به آن نمی پردازد و برای همیشه آن را درمان نمی کند و تا کی باید آن را تحمل کنیم. این زخم بزرگ و عمیق “دغدغه مالی” نام دارد.

0
50

همه چیز در حال ساده شدن و راحت شدن است جز؛ یک مورد، که چون زخمی عمیق برچهره بشریت خودنمایی می کند و این زخم عمیق هرروز عمیق و عمیق تر می شود و این خطر وجود دارد که زخم مذکور عفونت کرده و کل چهره بشریت را بپوشاند و من در عجبم که چرا کسی به فکر درمان قطعی وبهبود آن نیست. چرا کسی بصورت جدی به آن نمی پردازد و برای همیشه آن را درمان نمی کند و تا کی باید آن را تحمل کنیم. این زخم بزرگ و عمیق “دغدغه مالی” نام دارد.

همه مردم دنیا، همه شرکتها، همه سازمانها، همه کشورها و…. دغدغه مالی دارند و کسی از آن در امان نیست.

نظام آموزشی دنیا، طوری طراحی شده است که به همه چیز می پردازد جز راههای ثروتمند شدن و حذف دغدغه مالی.

وقتی که راکفلر در سال ۱۹۰۳، بنیان آموزشی دنیا را بنا نهاد بصورت عمدی یا سهوی مسائل مهم وحیاتی ای مانند راههای کسب ثروت را در آن نگنجاند، شاید نخواست رقیبی برای خودش درست کند و شاید هم متوجه این مسئله مهم وحیاتی نشد.

که داشتن ثروت و درآمد کافی در زندگی لازم وضروری است ونقش آن همانند نقش نمره در مدرسه است واگر نمره قبولی نگیرید مسلما مردود خواهید شد و آنچه که واضح است این است که هیچ کس علاقه ایی به مردود شدن ندارد.

ما در این مقاله، هفت راهکار اساسی، طلایی و قطعی برای ثروتمند شدن ارائه می دهیم که اگر کسی بتواند آنها را اجرایی نماید هیچ راهی جز ثروتمند شدن نخواهد داشت؛ چرا که فکر درست به همراه کاردرست، چیزی جز نتیجه درست به همراه ندارد.

اگر می بینید که اکثر مردم دنیا، وضعیت مالی خنه چندان خوبی دارند، فقط و فقط به خاطر عدم آموزش و مهارت در مباحث مهم مالی است و گرنه ثروتمند شدن بسیار راحت و قابل دستیابی است به شرط اینکه آنرا یاد گرفته و اجرا کنیم.

قانون طلایی شماره ۱ : تغییر تفکر

تو همانی هستی که به آن می اندیشی.اگر شما فکر می کنید که ثروتمند می شوید حتما ثروتمند خواهید شد و اگر فکر کنید فقیر باقی می مانید حتما فقیر خواهید ماند؛ که در هر دو صورت درست فکر می کنید! و اما چرا اکثر مردم دنیا وضعیت مالی خوبی ندارند؟

گروه اول : بعضی از آنها به شرایط فعلی خود راضی هستند و با گذشت زمان و به وجود آمدن تورم و کهنه شدن ابزارهای فعلی، در تنگنای مالی قرار می گیرند و تازه متوجه می شوند که چه اشتباهی مرتکب شده اند و جبران این خطا بسیار سخت است چرا که آنها به اسلحه روز مسلح نیستند و از زمان عقب مانده اند.

گروه دوم : کسانی هستند که خود را باور ندارند و خود را مستحق نمی دانند. از این رو کوتاه می آیند و دست به هیچ اقدامی نمی زنند. آنها متوجه جایگاه رفیع انسانی خود نیستند و به حداقل ها راضی بوده و با دست خود، خود را به هلاکت می اندازند. این افراد را باید متوجه ساخت وتوانایی آنها را به خودشان گوشزد کرد.

گروه سوم : که گروه بزرگی هم هستند دچار سوء تفاهم شده اند. آنها مال دنیا را با دلبستگی به مال دنیا اشتباهی گرفته اند. درهیچ دین وآیینی، مال دنیا نکوهش نشده است و خداوند دنیا را برای زندگی و لذت بردن خلق کرده است و درتمام کتب آسمانی هم، به آنها اشاره میکند. درقرآن کریم – کتاب آسمانی ما – خداوند انسانها را به کسب روزی حلال دعوت می کند و از آنها می خواهد از درآمد و دارایی خود به همنوعان خودشان ببخشند.

ثروت ودارایی، نوکری بسیار خوب واربابی بسیار بد است. پس می توان برای رشد و ارتقاء خود از آن کمک گرفت. رشد اقتصادی و رفاه جامعه در گرو داشتن فکری اقتصادی وسازنده است و این باور می تواند یک جامعه رابسازد و ارتقاء دهد. از طرفی دل بستن به مال دنیا، انسان را از رسیدن به عالم معنویات باز می دارد و او را اسیر و برده خود می سازد.

لازم است خود را فردی لایق، توانمند و توانگر بدانیم و نقاط قوت و مثبت خود را شناسایی کرده و روی آنها سرمایه گذاری کنیم و همچنین نقاط ضعف خود را پیدا کرده و آنرا پوشش دهیم. اعتماد به نفس و عزت نفس خود را ارتقا داده و باور کنیم که ما به عنوان جانشین خداوند برروی زمین لیاقتی بیشتر از یک زندگی معمولی داریم. هرگز دل به دنیا نبندیم و اسیر هوی وهوس نشویم بلکه سعی وتلاش کنیم که از راه های مشروع، معقول، قانونی و بدون استرس و اضطراب به کسب روزی حلال بپردازیم.

قانون طلایی شماره ۲: ایجاد درآمد بیشتر و بیشتر

تاجایی که امکان دارد درآمد خود را افزایش دهیم و از راههای مختلف به کسب درآمد بپردازیم. امروزه، زندگی خوب و زندگی بد تفاوت چندانی با هم ندارد. مثلا اگر ۵۰۰۰۰۰ تومان درآمد داشته باشیم و ۶۰۰۰۰۰ تومان هزینه، فرق چندانی با درآمد ۶۰۰۰۰۰ تومانی و هزینه ۵۰۰۰۰۰ تومانی ندارد. هرکسی که می خواهد امروزه، زندگی مطلوبی داشته باشد باید یک درآمد عالی برای خود طراحی کرده باشد. مثلا درآمد۳۰۰۰۰۰۰ تومانی با هزینه ۵۰۰۰۰۰ تومانی.

شاید بگویید چگونه ممکن است؟ نگران نباشید؛ این سوالی است که ما جواب آنرا خوب بلدیم و تمام تئوری ها را درخصوص آن مطالعه کرده و بارها آن را تجربه نموده ایم.

طبق تعریف رابرت کیوساکی، درآمد به دو نوع تقسیم می شود: درآمد فعال و درآمد غیرفعال، که به تشریح و توضیح هریک از آنها می پردازیم.

درآمد فعال : درآمدی است که در اثر فعالیت روزانه ما حاصل می شود و چیزی که باید در قبال آن بپردازیم بسیار سنگین وکمرشکن می باشد. درآمد فعال، کل زمان مارا می بلعد. یعنی تمام آن چیزی که تحت عنوان سرمایه زندگی، خداوند به ما عطا فرموده است و همچنین تخصص، که حاصل یک عمر زحمت وتلاش ماست. ودرضمن این درآمد سقف بسیار کوتاهی دارد به طوری که حقوق کارگران و کارمندان محدود وتعریف شده است و شما هرگز نمی شنوید که کارمندی ده میلیون تومان حقوق می گیرد.

درآمد غیرفعال : درآمدی است که زمان چندانی از ما نمی خواهد و نهایتا تا روزی، دو یا سه ساعت کارکافی است. برعکس مورد فوق، زمان و تخصص چندانی در این درآمد لازم نیست. ضمن اینکه در اینجا، چیزی بنام سقف درآمدی وجود ندارد و هرکس طبق لیاقت و شایستگی خود می تواند درآمد داشته باشد. تاجایی که من اطلاع دارم یکی از بهترین راههای ثروتمند شدن،استفاده از درآمد غیر فعال مانند کارپاره وقت، سرمایه گذاری در بورس اوراق بهادار، معاملات آتی، سرمایه گذاری در املاک ومستغلات، سرمایه گذاری در سکه، شمش طلا، نقره و… می باشد.

از طرفی در تحقیق وتفحص در زندگی ثروتمندان به این نکته مهم پی می بریم که اکثر آنها، یا کسب و کاری از خود دارند و یا سرمایه گذار هستند. آنها توانسته اند یک سیستم پولسازی طراحی کنند به طوری که خود سیستم به طور اتوماتیک کار کند و برای آنها پول بسازد.
آنها در کسب وکار بر دیگران، مدیریت می کنند و از زمان، توانایی و پول دیگران در یک بازی برد – برد و قانونی به عنوان یک اهرم قوی استفاده می کنند و اما در سرمایه گذاری، آنها بجای مدیریت برانسانها، برپول مدیریت می کنند وهر ریال خود را چون سربازی فداکار وکارگری توانمند هدایت ورهبری می نمایند.

قانون طلایی شماره ۳ : کنترل شدید هزینه

هزینه زندگی تمام افراد ثروتمند دنیا به مراتب کمتر از درآمد آنهاست. درآمد برای سرمایه گذاری است، نه برای هزینه کردن.
تا جایی که می توانید هزینه های خود را کاهش دهید و از این کار لذت ببرید. اگر می خواهید زندگی پربار و راحت تری داشته باشید باید مواظب هزینه های زندگی خود باشید. یکی از بزرگترین دشمنان و دزدان دارایی های ما، احساسات ما هستند آنها ما را وادار به خریدی می کنند که هیچ نیازی به آن نداریم. اگر دور و بر خودتان را نگاه کنید متوجه داستان خواهید شد. خرید چند دست لباس، چند جفت کفش، رفتن به سفرهای غیرضروری، خرید چند نوع میوه برای یک مهمانی، گرفتن مدرک تحصیلی بدون توجه به علاقه ونیاز خود وجامعه، چشم هم چشمی و… مواردی چند از این نوع می باشند.

ثروتمندان برای خودشان زندگی می کنند و فقرا برای دیگران، ثروتمندان فقط چیزهایی را که نیاز دارند می خرند و فقرا چیزهایی را که نیاز هم ندارند می خرند. و در واقع از تشخیص دارایی از بدهی عاجز هستند مانند خودروهای لیزینگی، مبل قسطی، طلای ساخته شده و… .

قانون طلایی شماره۴ : پس انداز کردن

یکی از مهمترین راز و رمزهای میلیونر شدن، پس انداز کردن است. برایان تریسی، کارشناس ارشد در حوزه موفقیت فردی، شغلی و سازمانی، معتقد است که برای ثروتمند شدن لازم است ده در صد از درآمد خود را پس انداز نمایید. ولی بنظر من، در کشور ما، ده در صد کافی نبوده وزمان زیادی را برای رسیدن به استقلال مالی نیاز داریم لذا باید این درصد را افزایش داده وآنرا تا ۲۰ یا ۳۰ درصد ارتقا دهیم. پس انداز کردن، کار سختی است ولی با تمرین و ممارست قابل انجام می باشد. کسی که نتواند بصورت ماهانه ومستمر مبلغی را پس انداز نماید ثروتمند شدن او دوراز ذهن می باشد.

پارکینسون اندیشمند بزرگ اقتصادی می گوید: اگر درآمد شما افزایش پیدا کند به همان میزان هزینه هایتان نیز افزایش پیدا خواهد کرد. پس لازم است که حواستان به این موضوع باشد و همزمان با افزایش درآمد به فکر کنترل هزینه وسپس پس انداز باشید.

ثروتمندان، اصل پارکینسون را نقض می کنند. آنها بلافاصله پس از دریافت درآمدهای خود، مبلغی از آنرا برای پس انداز کردن به خود اختصاص می دهند و اجازه نمی دهند که با افزایش درآمد، هزینه هایشان نیز افزایش پیدا کند.

طبق آموزه های رابرت کیو ساکی، لازم است در منزل یا محل کار خود، سه تا قلک داشته باشید وهر روز مبلغی را در هریک از آنها واریز نمایید.

قلک اول : برای پس انداز کردن است و آن را در آخر هرماه ،وارد بازارهای مالی کنید. بازارهای مالی به بازاری گفته می شود که هیچ ریسکی در آن وجود ندارد واصل سپرده شما تضمین می شود؛مثل بانک.

قلک دوم : برای سرمایه گذاری است. درآخر هر ماه، پول این قلک را وارد بازار سرمایه نمایید. بازار سرمایه، به بازاری گفته می شود که درآن، شما مالکیت یک دارایی را می خرید و امکان سود یا ضرر وجود دارد. اگر در یک سرمایه گذاری این مبلغ را از دست بدهید هیچ نگرانی ایی وجود ندارد چون قلک دوم برای همین منظور تعبیه شده است وبا گذشت زمان و با تمرین و ممارست می توانید در این بازار صاحب نظر شوید و نهایتا پول خود را بصورت تصاعدی افزایش دهید.

قلک سوم : برای امور خیریه و بخشش در راه خداوند است که باید بصورت روزانه، مبلغی در آن واریز شود. قانون خداوند، قانون دهدهی است، یعنی هر مبلغی راکه ببخشید ده برابر آنرا به شماره بر می گرداند.

قانون طلایی شماره ۵: سرمایه گذاری

به تعویق انداختن لذت، برای رسیدن به لذت بیشتر راسرمایه گذاری می گویند. در این روش افراد با مدیریت بر پول خود، پول بیشتری را خلق می کنند. با توجه به اینکه ارزش پول به مرور زمان، کاهش پیدا می کند و تورم قسمت عمده ایی از پول مارا می بلعد، لازم است پس انداز خودمان را سرمایه گذاری کرده تا بتوانیم ارزش آنرا در بلند مدت حفظ کنیم.

هرکسی قصد پولدارشدن را داشته باشد باید سرمایه گذاری را یاد بگیرد وخوشبختانه تعداد بازارهای سرمایه در کشور ما قابل قبول بوده وهر روز هم به تعداد آنها افزوده می شود که در اینجا به چند مورد از آنها اشاره می کنیم. بورس اوراق بهادار، بورس کالای ایران با ابزارهای نوین مالی، طلا و سکه، املاک و مستغلات، بیمه عمر و سرمایه گذاری، خریدوفروش تلفنی سکه، بازارهای پنجگانه فرابورس، اوراق مشارکت و رهنی، اوراق تسهیلات بانکی و… .

در عصر حاضر، کارکردن یک فرد برای امرار معاش وگذران زندگی کافی نیست ولازم است که علاوه برفرد، ثروت ودارایی اش نیز کارکرده و پولساز باشد.

قانون طلایی شماره ۶ : استفاده از فرصتهایی طلایی

در محیط زندگی هر کسی یک سری فرصتهای طلایی وجود دارد که فرد می تواند با استفاده از آنها، راه میانبری را برای رسیدن به ثروت و دارایی پیدا کند. اگر در دور و بر خودتان بصورت جدی به تحقیق و تفحص بپردازید تعدادی از آنها را خواهید یافت.
فرصتهای طلایی زندگی، محدود هستند ولی وجود دارند. لذا باید درحد امکان از آنها استفاده کرد. یکی از مواردی که باعث ایجاد فرصتهایی طلایی در زندگی بشر می گردد تغییرات صحیح و سریع می باشد.

زندگی انسانها باسرعتی عجیب و غریب درحال تغییر است و هر روز شاهد خلاقیت و نوآوری افراد، شرکتها، سازمانها، کشورها و… می باشیم. کسانی که نتوانند خود را با این تغییرات وفق دهند از کاروان رشد وترقی باز می مانند.

تغییرات در همه زمینه ها مشهود و قابل لمس است و هریک از آنها، یک فرصت طلایی برای ثروتمند شدن می باشند که در اینجا بطور اجمالی، به چند مورد از آنها اشاره می کنیم. تغییرات در حمل ونقل، پزشکی، بانکداری، بیمه، لیزینگ، خودروسازی، بازار سرمایه، ابزارهای نوین مالی، کسب وکارها، اینترنت، معدن، ساختمان، فرهنگ، سینما، تلویزیون،تکنولوژی و… .

در کشور ما فرصتهای فوق طلایی ای در کارآفرینی خانگی، تجارت خانگی، صنعت بیمه با رویکرد بیمه عمر وسرمایه گذاری، ابزارهای نوین مالی مانند فیوچر، آپشن، صکوک، اوراق تسهیلات بانکی و… وجود دارد. فقط لازم است بصورت حرفه ای و جدی به آنها بپردازید تا شاهد میلیونر شدن خودتان باشید.

در هیچ کجای دنیا، به اندازه کشورمان فرصتهایی طلایی وجود ندارد. ایران معدن و گنجینه بزرگ ثروت آفرینی و پولسازی بر روی کره زمین است فقط باید چشم و گوش خود را باز کرده وآنها را مشاهده و سپس بهره برداری نمود.

ثروتمندان و انسانهای موفق، کسانی هستند که توانسته اند از فرصتهایی طلایی، حداکثر بهره برداری را بنمایند. آنها منتظر و مترصد لحظه های حساس ثروت آفرینی می نشینند وهمچون یک شکارچی ماهر در زمان مناسب اقدام به شکار می کنند.

فرصتهایی طلایی زندگی را جدی بگیرید. شاید دیگر این فرصتها ایجاد نشوند.

قانون طلایی شماره۷ : کنترل مخارج پیش بینی نشده

حادثه،خبر نمی کند. ممکن است برای هر کسی اتفاقی بیفتد که نتواند از عهده هزینه آن برآید.
هیچکس، هیچ کشوری، هیچ سازمانی، هیچ شرکتی و… قادر نیستند از عهده هزینه های پیش بینی نشده خود برآیند، چرا که ممکن است این هزینه بسیار بالا و غیر قابل تامین باشد. برای مثال می توان به هزینه سونامی اندونزی و یا هزینه سونامی ژاپن اشاره کرد.

اما چگونه می توان حادثه را پیش بینی و هزینه آنرا تامین نمود. هرکسی در زندگی خود، در سه حوزه، امکان آسیب دیدگی غیرقابل جبران دارد وشرایط شرکتها، سازمانها، کشورها و… نیز از این قاعده مستثنی نیست که در ادامه به شرح وتفضیل آن می پردازیم :

اولین مورد خود اشخاص و افراد تحت تکفل آنها می باشند. در عصر حاضر یک سرما خوردگی جزیی، هزینه ایی بالغ بر دستمزد چندین روز را می بلعد واز بین می برد. اگر خدای ناکرده، کسی دچار یک مریضی جدی تر شود هزینه آن سر به فلک می کشد که شاید فرد نتواند از عهده آن برآید.

دومین مورد مسئولیت انسانهاست. اگر کسی در حین رانندگی دچار اشتباه شود وتصادف کند هزینه های جانی و مالی ایجاد می شود و اگر بخواهد این هزینه را تامین نماید شاید مجبور باشد حقوق و دستمزد چندین ماه و شاید هم چند سال خودرابپردازد و همچنین مسئولیتهای پزشکی، مهندسی و… .

سومین مورد اموال ما هستند. انسانها زمان زیادی را به کار کردن می پردازند تا بتوانند با پس انداز خود یک وسیله زندگی و یا یک اثاثیه منزل را تهیه نمایند لذا باید شدیدا مواظب آن باشند به عنوان مثال: اگر دزد، خودروی سواری کسی را بدزدد چقدر زمان می برد تا فرد بتواند دوباره آنرا تهیه نماید.

برای جوابگویی به هریک از موارد فوق وبرای آسودگی خیال لازم است تمام اموال، مسئولیت و اشخاص تحت تکفل خود را بیمه کنیم تا با آرامش به زندگی روزمره خود مشغول شویم.

افزودن دیدگاه